محمد ابراهيمى وركيانى

275

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

مجتبى ( ع ) به مدائن فرستاد تا درباره صلح مذاكره كنند . اينان موقعى كه از منزل امام ( ع ) خارج شدند ، به‌گونه‌اى كه ديگران نيز مىشنيدند با يكديگر مىگفتند : خداوند به‌وسيله پسر پيامبر ( ص ) خون‌ها را حفظ كرد و - فتنه را آرام ساخت و او پيشنهاد صلح را پذيرفت . [ خوارج و ] مردمى كه سخنان آنها را باور كرده بودند و در راستگويى آنان به خاطر اينكه از صحابه رسول خدايند ترديد نداشتند . . . به خيمه‌گاه امام حمله‌ور شده ، خيمه‌هاى او را با آنچه در آن بود غارت نمودند . « 1 » طبرى در تاريخ الرسل و الملوك « 2 » و ذهبى در تاريخ اسلام « 3 » در بيان حوادث سال 41 ، علت شورش همراهان امام حسن ( ع ) را به‌گونه ديگرى ترسيم نموده و گفته‌اند : پس از خيانت عبيدالله بن عباس و درگيرى قيس بن سعد با سپاه شام به‌ناگاه خبر رسيد كه قيس بن سعد و لشكرش از سپاه معاويه شكست خورده و همگى كشته شده‌اند . اينجا بود كه آشوب برخاست و سپاهيان حضرت متفرق و جمعى فرصت‌طلب به خيمه‌گاه امام حمله‌ور شده ، به غارت اموال او پرداختند و سرانجام كسى از خوارج امام ( ع ) را مجروح ساخت . « 4 » مذاكره نمايندگان معاويه با امام حسن ( ع ) در پى مجروح شدن امام مجتبى ( ع ) و بسترى شدن آن بزرگوار در خانه مسعود ثقفى ( فرماندار منصوب از طرف على ( ع ) و امام حسن ( ع ) در مدائن ) معاويه بعضى از اصحاب پيامبر را با پيشنهاد صلح نزد امام ( ع ) فرستاد . نمايندگان معاويه ، از جمله عبدالله بن عامر و عبدالرحمن بن سمره ، تضمين مىكردند كه معاويه همه شرايط پيشنهادى امام ( ع ) را بپذيرد و به خاطر آنچه در گذشته رخ داده كسى از ياران على ( ع ) را تعقيب نكند و از على ( ع ) جز به نيكى ياد نكند .

--> ( 1 ) . ابن‌واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 142 . ( 2 ) . ج 7 ، ص 2714 . ( 3 ) . ج 4 ، ص 6 . ( 4 ) . نيز بنگريد به : ابن‌مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 385 ؛ ابن‌عساكر ، تاريخ دمشق ، ج 4 ، ص 223 ؛ ابن‌جوزى ، تذكرة الخواص ، ص 197 .